zarazara، تا این لحظه: 18 سال و 7 ماه و 7 روز سن داره

شَ‍‌ب م‍‌َه‍‌ت‍‌اٰب‍‌ی‍‌..🌌✨

دوستدار کاکتوس و گل آفتابگردان

روزهایی که تکرار نمیشن...!

1405/2/19 17:21
نویسنده : Zara
170 بازدید
اشتراک گذاری

داشتم توی گالری گوشیم میگشتم که عکس اردوی پارسالمونو دیدم...

پارسالی که یازدهم بودم و همش از مدرسه مینالیدم و میگفتم کی تموم میشه بدبختی‌های ما ؟؟ کی روزی میرسه  نرم مدرسه ؟ولی الان که تموم کردم دلم براش تنگ شده برای دورهم نشستنامون برای روزهایی که با دوستام دعوا میکردم ولی نیم ساعت بعدش چنان همو بغل میکردیم انگار اونایی که دعوا میکردن ما نبودیم🤭 برای روزهایی که امتحانامو گند میزدیم و برای دلداری دادن خودمون می‌گفتیم این امتحانا که مهم نیستن ایشالا نهایی رو جبران می‌کنیم و هنوزم که هنوزه قراره نهایی جبران کنیم😁 برای اولین روز دبیرستان ( سال دهم) که استاد فیزیک اومد داخل کلاس نذاشت عرقش خشک بشه و درجا گفت شما هیچ گ.هی نمیشید🤣

من از وقتی که پامو گذاشتم توی دبیرستان از همه تفریحاتم گذشتم و اردوهای مدرسه ایمونو نمی‌رفتم و این عکس خیلی برام عزیزه چون یاداوره اولین تفریح من تو دوره دبیرستانه‌ تفریحی که برام بهترین بود و هست و خواهد بود🌱 

پسندها (4)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)